عشق کو چلو ماعشق کو چلو ما، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره
پیوند عشق ما پیوند عشق ما ، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه سن داره

بهانه ی عشق

چکاپ هفتم و به دنیا امدن ملیکا

سلام  پسر خوشکلم عشق مامان عزیزم این بار قبل چکاپ آزمایش قند دادم که خیلی سخت بود صبح ناشتا با علی جون رفتیم به طرف آزمایشگاه و اولین آزمایش را دادم بعد 2 بسته پودر کلومز خوردم هر 1 ساعت 1بار از ساعت 8تا ساعت 11 باید آزمایش می دادم برای بار اول دوم علی جون کنارم بود ولی بعد بهش گفتم برو خیلی طول میکشه ولی خوب به هر حال گذشت و اونجا شروع کردم بایک خانوم صحبت کردن تا زمان بگزره روز 7/04/1394رسید با هزار ذوق از خواب بیدار شدم آخه اون روز نوبت سونو داشتم و برای دیدار شما لحظه شماری می کردم جایی که نوبت گرفته بودم یکی از بهترین سونوها بود خانم دکتر احتیاط کار ولی بر خلاف تصورم اصلا شما را ندیدم ومانیتور کاملا بالای سر...
9 تير 1394

تولد مامان مریم

پسرک مامان تیرماه را طوری دیگه دوست دارم آخه تو این ماه روز تولدم قرار داره همیشه آغاز یک حس نو دارم و امسال برایم آغاز زیبا تری داشت چون شما کنارم بودید عاشق تاریخ تولدم هستم 4/4/1364 تاریخ امسال هم از تمام سال ها قشنگ تر بود4/4/1394 این را به فال نیک میگیرم امسال بخاطر آزمایش قندی که داشتم نمی تونستم چیز شیرین بخورم آخه به مدت 3 روز باید رژیم بودم برای همین نذاشتم نه علی جون نه مامان مهشید برام کیک بگیرند یکم ناراحت بودم آخه تولد بی کیک ولی الهام جون وقتی بهم گفت عوضش امسال یه قند عسل تو دلت داری واقعا ناراحتیش از یادم رفت و انگار شیرین ترین و قشنگ ترین کیک دنیا  را داشتم  علی جون مثل همیشه برام سنگ تموم گذاشت و سو پرا...
9 تير 1394

کلاس های بارداری جلسه چهارم

روش های کاهش درد زایمان طبیعی در ماه 9 دکتر معاینه لگنی انجام میدهد واگر شرایط خوب باشه می گوید شما میتوانید زایمان طبیعی انجام دهید پس نباید فرصت را از دست داد وخودت و جسمت را آماده کنی برای زایمان طبیعی 50درصد زایمان طبیعی به جسم و50درصد به روان مادر واگر مادری از نظر روانی آرامش داشته باشه زایمان راحت ودر صورت استرس سخت جنس درد زایمان: اگر علایم خطر را یک مادری ندارد بهتر است تا جای ممکن در خانه بماند تا زمان کوتاه تری در بیمارستان باشند و این مادر ها بخاطر استرس از محیط وبقیه میگیرند دچار سردر گمی نمی شند ودردشان تشدید نمیشه درد ها 2 نوع هستند 1_کاذب 2_واقعی درد کاذب: دردی که در ماه 9 ا...
9 تير 1394

کلاس های بارداری جلسه سوم

جلسه سوم: مروری بر تغذیه غلائم خطر و بهداشت روان جسم جنین و روح و روان جنین از مادر است واگر می خواهید بچه ای بیارید که نحس نباشد ویا استرسی نباشدو آرامش خوبی داشته باشه باید روی روان خودت کار کنی وآرامش را به خودت تلقین کنی همیشه ما می خواهیم از اطرافیان آرامش را بگیریم ولی اگر خودمون بلد نباشیم آرامش را بگیریم هر چه قدر اطرافیان مواظب ما باشند فایده ندارد مهارت های تقویت بهداشت  وروان در دوران بارداری: 1_انجام به موقع مراقبت های بارداری 2_انجام ورزش های مجاز در بارداری حدا قل روزی 2 بار نکته :نرمش ها از 38 هفته به بعد باید شبانه روزی شود هنگامی که ورزش میکنیم مقدار سرتونی در بدن ...
1 تير 1394

کلاس های بارداری جلسه دوم

این کلاس کلاس عذاب وجدان بود تغذیه در بارداری و شیر دهی برای کسایی که بچه با کیفیت می خواهند و تنها هدف شون بچه دار شدن نیست بزرگترین مشکلی که ما داریم تا گشنمون میشه می خواهیم چیزی بخوریم تا سیر شویم ولی این اشتباه و باید چیزی بخوریم تا تامین بشیم این جلسه کمک میکنه تا یک نوزاد سالم داشته باشیم چون بچه از بدن مادر تامیین میشه پس جنس پوست عصب عضله خونش همه وهمه از مادر اگه کم بخوری جنس بدنش مرغوب نیست و اگر زیاده روی کنی در ماه آخر اضافه وزن میشی که باعث دیابت ومصمومیت بارداری میشه که هر دو خطر ناک وباعث میشه زایمان زودرس بشه به اجبار جنس بدن ها با هم فرق داره یکی زخمش زود خوب میشه یکی بخیه می خواد اگر طب...
23 خرداد 1394

کلاس های بارداری جلسه اول

پسرک مامان خیلی حوصله کلاس های بار داری را نداشتم ولی به اصرار فرزانه جون با هاش قرار گذاشتم ورفتم بیمارستان فرزانه مهربون من و برد پیش خانم خسرویی که مربی کلاس های بارداری بود گفت این دختر عمه من و دلم می خواد آماده اش کنی برای یک زایمان طبیعی خانم خسرویی گفت زایمان طبیعی خیلی بستگی به خودشان داره بعد بهم گفت چند هفته ای که گفتم 28 هفته گفت این کلاس ها از 20هفتگی و چون شما دیر آمدی باید کلاس ها را یکم فشرده بیای و فردا 2 جلسه اول دوم را باهم بیایند وای بیدار شدن برای من که 5 ماه ساعت 11 بیدار می شم از خواب خیلی سحت بود که ساعت 7:5 از خانه برم بیرون ولی با هر سختی بود خودم رسوندم به کلاس محیط جالبی بود یک  اتاق که ...
21 خرداد 1394

چکاپ ششم

پسرک مامان روز 1394/03/17تاریخ چکاپ ششم من وشما پیش خانم دکتر بود البته 3/10نوبت داشته بودم که اشتباه کرده بودم وبعد هم به تعطیلات نیمه شعبان خورد تا اون روز.   مثل همیشه با علی جون رفتیم این بار خیلی منتظر شدیم تا نوبتمون بشه ولی خوب وقت خوبی که با علی جون کلی صحبت کنیم وقتی رفتم برا چکاپ صدای قلبت را شنیدم الهی قربونت برم که  صدای قلبت برام بهترین موزیک دنیاست تو چکاپ شکر خدا همه چیز خوب بود وقتی نوبتمون شد بریم پیش خانم دکتر به بابا گفتم دلت می خواد بیای همراهم که خودش را خیلی مشتاق نشان داد به خانم دکتر گفتم میشه با شوهرم بیام که خانم دکتر مهربون با سر تکان داد لبخند بهم گفت حتما خیلی احساس خوبی...
21 خرداد 1394

تولد نهال عزیز

پسر قشنگ مامان وقتی شما 5ماه21روز بود تو دل مامان بودی تاریخ 94/02/24 تولد دختر عموت نهال عزیز بود من همش اون موقع ناراحت شما بودم که مبادا تو سر وصدا زیاد اذیت بشی ولی خوب شکر خدا به خوبی گدشت این عکس نهال عزیز این عکس کیکش که عکس خودش روش بود کادویی که از طرف من وشما وبابا بود عروسک گریه کن امیدوارم دوستش داشته یاشه عزیز مامان ما با نهال جون تو یک خونه زندگی می کنیم امیدوارم برای هم دوستهای خوبی باشید ...
2 خرداد 1394

محمد رضا عزیزبه دنیا امد

عزیزم محمد رضا عزیز پسر دختر عموی من در تاریخ 1394/02/15 به دنیا امد من و دختر عموم با هم ،همسن بودیم و دوران کودکی خیلی خوبی و پر از خاطره ای را  با هم داشتیم حالا شما هم با هم همسن هستید امیدوارم  دوران خوبی با هم داشته باشید اینم عکس اولین روز محمد رضا در بیمارستان براش بهترین ها را از خدا آرزو میکنم ...
20 ارديبهشت 1394